

|
+
تاريخ دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 11:53 نويسنده رويا
|
۱۶۱
تنها برای تو می نویسم عشق آسمانی من سر به روی شانه های عشق می گذارم و های های دلتنگی هایم را می گریم بر روی خیال نگاه تو بوسه می زنم و باز هم تو را در آغوش رویاهایم مهمان می کنم می خواهم به اندازه تمام روزهای ندیدنت نگاهم را بارانی کنم دستانم می لرزند... چشمانم را می فشارم تا تصویر بی جان نگاهت را از پس خیسی نگاهم عاشقانه تر نظاره کنم نمی دانی دلتنگی هایم به کجا رسیده اند... حتی نمی توانم آنها را برایت نقاشی کنم! تنها می خواهم به یاد روزهای رویایی زندگی ام دوباره نام تو را با سکوت فریاد بزنم و بگویم که تو را نه به اندازه آسمان کویر به اندازه تمام آرزوهای محالم و به بزرگی لحظه هایی که برایت دلتنگی کرده ام دوست می دارم... و این از وسعت آسمان کویری من و تو فراتر است. "چه زیباست لحظه های در خیال تو بودن ...."
+
تاريخ پنجشنبه پنجم اسفند 1389ساعت 0:55 نويسنده رويا
|
۱۶۰
براي پاك ماندن، انسان نيازمند جاري ماندن است؛ يك رودخانه پاك ميماند، چون به جاري بودن ادامه ميدهد. جاري بودن روند پيوستهي باكره ماندن است. يك عاشق باكره ميماند. تمامي عشاق باكرهاند. مردمي كه عشق نميورزند، باكره نميمانند؛ آنان مسكوت ميشوند، راكد؛ آنان دير يا زود شروع به بوي گند دادن ميكنند _ و زودتر از ديرتر _ چون آنان هيچ جايي براي رفتن ندارند. زندگي آنان مرده است.
+
تاريخ یکشنبه سوم بهمن 1389ساعت 19:44 نويسنده رويا
|
۱۵۹
خوش شده ام , خوش شده ام پاره آتش شده ام
+
تاريخ دوشنبه ششم دی 1389ساعت 18:51 نويسنده رويا
|
۱۵۸
همه حرف من این است: تو را می خواهم
با گل یاد تو عمری ست كه من همراهم بی سبب نیست كه هر لحظه دلم می گیرد غم عشق است واز این مساله خود آگاهم روزهایم همه با ناله واندوه گذشت همه شب ماه بود شاهد اشك وآهم سرنوشتم همه این بود كه عاشق باشم دست تقدیر كشانده ست چو بر این راهم چاره ای نیست به جز سوختن و ساختنم آتش عشق تو افتاد چون بر این كاهم اگر از عاشق دلخسته نگیری خبری به یقین می كشدم این غم بس جانكاهم خون دل خوردن وهم كندن جان بود عزیز قسمت و سهم من از زندگی كوتاهم
+
تاريخ شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 14:59 نويسنده رويا
|
|
|